أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

260

تجارب الأمم ( فارسى )

سرشان فرود آمد . ناگزير رو به درّهء واقوصه نهادند چنان كه همه ، از همبسته و آزاد [ 1 ] در آن فرو افتادند . از همبستگان هر كه براى نبرد پايدارى مىكرد ، آن كه آز داشت ، به درّه‌اش فرو مىافكند . يك تن ، ده تن را فرو مىانداخت و كس را ياراى وى نبود . هر گاه دو تن مىافتادند ديگران ناتوان‌تر مىبودند . چنين بود كه يك صد و بيست هزار كس به درّهء واقوصه فرو افتادند ، كه هشتاد هزارشان همبسته و چهل هزار ديگر آزاد بودند . اينان جز آنان بودند كه در رزمگاه ، از سوار و پياده ، كشته شده بودند . چون چنين شد ، برادر قيصر روم و تنى چند از نژادگان روم برنس‌ها [ 2 ] بر تن كردند [ و بنشستند . [ 3 ] ] . گفتند : - « اينك كه روز شادى نتوانيم ديد و ترسايى را يارى نتوانيم كرد روز بد را خوش نمىداريم . » و در همان جامه كشته شدند . عكرمهء ابو جهل در يكى از تاخت‌هاى روميان ، از اسب به زير آمد و گفت : - « در همهء جنگها ، در دفاع از پيمبر ( ص ) شمشير زدم و اينك بگريزم ؟ » سپس بانگ برداشت : - « چه كسى با من پيمان مرگ مىبندد ؟ » [ 175 ] ضرار ازور با چهار صد تن از سواران و سران با وى پيمان مرگ بست . در برابر خرگاه خالد چندان جنگيدند كه همگى سخت زخم خوردند و به خاك افتادند . جز برخىشان كه زخم‌شان بهبود يافت و ضرار يكى از ايشان بود . در آن روز زنان نيز جنگيدند . جويريه دختر بو سفيان كه همرزم شوى خويش بود ، نبردى سخت كرد و زخم خورد . اشتر نيز در اين نبرد كه نبرد يرموك [ 4 ] بود ، جنگيد و آزمايشى نكو داد . خالد ، آن گاه كه از جنگ روميان بياسود ، ياران را از مرگ بو بكر بياگاهانيد و گفت : - « سپاس خداى را كه براى ابو بكر مرگ خواست و من او را از عمر بيشتر

--> [ ( 1 ) ] همبسته و آزاد ، در برابر « مقترن » و « مطلق » كه در متن آمده است . [ ( 2 ) ] برنس : جامه‌اى است مانند بارانى كه كلاه را با خود دارد . [ ( 3 ) ] افزوده از طبرى : 4 : 2099 . [ ( 4 ) ] يرموك ( يونانى Hiermox ) نام رودى است در نزديكى شام كه از بلنديهاى حوران سرچشمه مىگيرد و به رود اردن مىپيوندد و سپس به درياچه طبريه مىريزد . نخستين جنگ اسلاميان و روميان در آنجا روى داد كه به شكست روميان انجاميد و آغاز پيشرفت اسلام در سرزمين‌هاى روم شد . ( معين ، اعلام ) .